به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ندای دورق»؛ با پایانیافتن مرحله نظامی رویارویی ایران و آمریکا و شکلگیری فضای تفاهم، این پرسش بیش از هر زمان دیگری در محافل سیاسی و رسانهای مطرح شده است که آیا نتیجه این تقابل را باید پیروزی دانست یا شکست؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه به روایتهای احساسی و تبلیغاتی وابسته باشد، نیازمند تعریف دقیق معیارهای پیروزی و شکست در یک جنگ دفاعی و بررسی میزان تحقق اهداف طرفین است.
تحلیل پیشرو با نگاهی راهبردی، تلاش میکند ضمن پرهیز از خوشبینی افراطی و سیاهنمایی، ابعاد مختلف این موضوع را موردبررسی قرار دهد.
تفاهم پایان جنگ بین ایران و آمریکا؛ پیروزی یا شکست؟
اول
جهاد ما در این جنگ، جهاد ابتدایی نبود و جهاد دفاعی بود. در جهاد دفاعی، شکست و پیروزی در تقابل دو قدرت حمله کننده و مهاجم و قدرت دفاع کننده اینگونه تعریف میشود که قدرت مهاجم اگر تسلط پیدا کند و به اهداف اعلامی برسد، پیروز است، اما قدرت مدافع اگر نابود نشود و مانع رسیدن طرف مهاجم به اهدافش شود، پیروز میدان است. ما نه تنها نابود نشدیم و تجزیه نشدیم و فرونپاشیدیم و مطلقا تسلیم نشدیم، بلکه در حال تثبیت عمیق جایگاه خود به عنوان قطب جدید قدرت دفاعی و امنیتی و هویتی و معرفتی در منطقه و فرامنطقه و جهان هستیم.
دوم
ما نه شکست خوردهایم و نه به پیروزی کامل رسیدهایم؛ بلکه در مسیر پیروزی و در حال اعمال اراده از طریق قدرت متراکم و منسجم میدان، خیابان و دیپلماسی هستیم. مذاکره و تفاهم به مثابه یک مسیر برای عبور از این مرحله و حرکت به سمت پیروزی است که با پشتوانه میدان و خیابان فراهم شد. متاسفانه در خدمت رسانی به مردم ضعف جدی داریم ولی در خیابان و میدان واضحا پیروز شدیم.
نفس تمکین طرف مقابل به تفاهم/توافق، یعنی تحمیل شکست به هیولایی که برای بلعیدن آمده بود.
سوم
واضح است که هم بدبینی و منفی بافی و و ایجاد یاس و قنوط و ناامیدی، غلط است و هم خوشبینی و ایجاد انتظارات کاذب از توافق و تفاهم. باید واقعبینانه و هوشمندانه، هم روایت فتح کنیم و هم به رصد صحنه و مدیریت آن کمک کنیم و مخاطرات را بگوییم. خود را در حال حرکت به سمت جلو ببینیم و کشور را نیز در حرکت مداوم پیشرفت نگهبداریم. البته این روایت صرفا در حرف نباید بماند و در مقام کنش رسانهای باید الگویی متناسب با آن تعریف و اجرا کرد. الگویی که متاسفانه تا امروز کمتر مشاهده شده و دو سر طیف موافق و مخالف توافق یا به القای نومیدی کمک کرده اند یا ایحاد خوشبینی کاذب.
چهارم
تضمین چیست؟ تضمین فقط و فقط تضمین ذاتی و درونی است، یعنی باید آنقدر قدرت و آمادگی و تهیا داشته باشیم که “خیانتناپذیر” و “تحمیلناپذیر” بشویم. تنها تضمین برای هر قراردادی در مقابل قدرتهای سلطهگر و بدعهد و وحشی، قوی شدن و اقتدار و اتحادملی و آمادگیِ ارکانِ قدرت کشور است. ما با شیطانی ترین ترکیب تاریخ آمریکا و صهیونیزم مواجهیم و بدعهدی آنان قطعی است. مذاکره با شیطان، راهبرد عقلانی حل مشکلات نیست و نبوده؛ مذاکره و توافق صرفا یک تاکتیک عبور به سمت پیروزی میتواند باشد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی «ناب خبر»، همزمان با انتشار خبر تفاهم برای پایان درگیریها میان ایران و آمریکا، بحثها و روایتهای مختلفی درباره نتیجه این تقابل شکل گرفته است؛ برخی آن را نشانه پیروزی و برخی دیگر آن را عقبنشینی یا شکست تعبیر میکنند. با این حال، بررسی دقیقتر ماهیت این تقابل و نوع مواجهه دو طرف نشان میدهد که قضاوت درباره نتیجه چنین رخدادی نیازمند نگاهی واقعبینانه و تحلیلی است؛ نگاهی که نه در دام بدبینی و ناامیدی میافتد و نه با خوشبینیهای اغراقآمیز، انتظاراتی غیرواقعی ایجاد میکند.
در همین چارچوب، تحلیل پیشرو تلاش میکند با تکیه بر منطق جنگ دفاعی، نقش میدان و دیپلماسی و همچنین مسئله تضمینهای واقعی در توافقها، به این پرسش پاسخ دهد که تفاهم پایان جنگ را باید در کدام چارچوب تحلیلی فهم کرد: پیروزی، شکست یا مرحلهای در مسیر یک تقابل طولانیتر. متن این تحلیل را در ادامه میخوانید.
انتهای خبر/
نظری ثبت نشده است.